شاید نتوانم آنچنان که کامل و مفهوم باشد توضیح لازم را بدهم . اما دوست دارم همین اندازه هم که به عقل ناقص ما میرسد برای همگان بنویسم . خوب هر که را قدر و توانی است و این هم سهم ماست . شما بخوانید و مکمل من باشید در این موضوع یا منتقد و يا شايد هم مخالفي كه ضرورت ميداند بالا تنه خود را در دهان خود آورده و نثار ما كند . ما نيز مي پذيريم
القصه :
ديروز سارا خانم مهربان نوشته بود : بنظر شما اگه قرار یه رابطه ای احساس تمام بشه، چطوری تمام بشه بهتره؟
من جوابي دادم كه شايد نياز به توضيح داشته باشه و دوست دارم كه اين جواب رو كمي توضيح بدم
ما انسانها در ارتباطات هميشه دو وجه رو بايد دقت كنيم . يعني دليل ارتباط و نوع ارتباط خودمون و مخاطب ما . اين دو وجه خيلي مهم هست . يعني به نظر من در تداوم ارتباطات بين دو نفر اين موضوع خيلي ميتونه مهم باشه
براي گفته خودم مثال ميزنم
من و همكارم در محل كار با هم دوست هستيم .
من و همسايه ام در آپارتمان با هم دوست هستيم .
من و محمد (پسر خاله ام ) با هم دوستيم .
در هر سه نوع ارتباط بالا تنها چيزي كه مشابه است كلمه ارتباط هست . اما نوع و دليل آن با يكديگر تفاوت دارد .
در هر نوع ارتباط دو ديدگاه وجود دارد ديدگاه من و ديدگاه فرد مرتبط با من
هر كدام از اين ديدگاه ها نوعي ارتباط را به وجود مي آورد .
نوع هر ارتباط حتما مشابه فرد مرتبط با ما نيست .
همه اين نكات را براي اين گفتم كه بدانيم . در بعضي از مواقع مانند ارتباطات احساسي به خاطر ديدگاه هاي متفاوتي كه در ابتدا و يا در ادامه به وجود مي آيد باعث آن مي شود كه تصوري از نوع ارتباط فرد مقابل براي ما ايجاد بشود كه اين تصور در مواقعي شايد كذب و خيالي و يا مكارانه باشد . يعني اينكه من كسي را دوست بدارم و فكر كنم كه او هم مرا دوست دارد . در صورتي كه آن فرد خود را گونه اي نشان داده كه انگار من را دوست دارد . در صورتي كه اينطور نيست
البته اين بحث طولاني تر از آن است كه بتوان در چند خط و چند كلام بگنجد
تنها چيزي كه در يك جمله ميتوان گفت : هميشه همه چيز ان طور نيست كه چشمان ما مي بيند
بدرود